دوستداران امام موسی صدر سلام
حوادث پی در پی از اذهان پیشی گرفتهاند، خبری به گوش نرسیده، خبری دیگر میرسد. میخواهیم چیزی را با شما در میان بگذاریم، میخواهیم با شما بشنویم و ببینیم اخباری جدید را، اما حوادث پیوسته مانع همسخنی با شماست.
دوستداران حق و آنان که در سیاهی به دنبال نوری بودند، از رمضان سال 1978 تا رمضان امسال تلخیهای بسیاری چشیدند. این هم از لطایف خداوند است که سقوط نظام تروریستی قذافی و پیروزی و آزادی مردم مظلوم لیبی را در شب قدر مقدر فرمود؛ شبی که از 33 سال پیش به طور مشخص با جنایت ربودن امام مصادف شده است.
دوستداران امام موسی صدر، ما لحظاتی تاریخی را پشت سر مینهیم که با گذر این لحظات هرچه بیشتر به آزادی امام موسی صدر و دو همراهش، شیخ محمد یعقوب و روزنامهنگار عباس بدرالدین، از زندانهای معمر قذافی نزدیک میشویم. قذافی، که از 31 اوت 1978 آنان را ربوده است.
به همین سبب از هر کسی که پس از سقوط طاغوت زمام امور را به دست خواهد گرفت، تقاضا داریم که عنایت و توجهی ویژه به این پرونده داشته باشد و اقدامات لازم را برای حفاظت از جان امام و دو همراهش صورت دهد تا آنان به سلامت و پیروزمندانه به وطن و آغوش خانواده و به میان دوستدارانشان بازگردند. ما اطمینان داریم که شورای انتقالی لیبی در خصوص آزادی امام و دو همراهش هیچ مسامحهای نخواهد کرد و با این اقدام خود افزون بر دستاوردهای دیگر، هدیهای نیز به جهان خواهد داد.
از معارضان لیبیایی که در 33 سال گذشته خبر سلامتی امام و دو همراهش را از زندان هاي لیبی به ما میرساندند، میخواهیم که با دقت و فراست ما را در آزادسازی امام یاری کنند، تا تلاشهایشان در سالهای گذشته به ثمر نشیند.
نیز از کسانی که از زندانهای لیبی آزاد شدهاند و در این سالها کنار امام و دو همراهش طعم تلخ اسارت و شکنجه را چشیدهاند و امروز به فضل فداکاریهای انقلابیون، خداوند نعمت آزادی به آنان عطا کرده، میخواهیم ما را از هرگونه اطلاعات درباره دیدارشان با امام و دو همراهش آگاه کنند. این کار از طریق سفارتخانههای ایران و لبنان در طرابلس امکانپذیر است.
از جوامع بینالمللی، خصوصاً سازمان ملل و سازمانهای وابسته به آن و به طور ویژه از پلیس بینالملل میخواهیم که به احکام غیابی توقیف قذافی و همدستانش که دستگاه قضایی لبنان صادر کرده است، جامه عمل بپوشاند.این احکام به مقر اینترپل در لیون فرانسه رسیده است و این اقدام با اساسنامه اینترپل و خصوصاً ماده سوم آن سازگار است.
از سازمانها و گروههای فعال حقوق بشر، دولتی و غیردولتی، میخواهیم که برای حفاظت از جان امام و دو همراهش اقدامات لازم را مبذول دارند.
دولت لبنان باید اقدامات فوری و مؤثر دیپلماتیک و امنیتی و قضایی و تبلیغاتی خود را به منظور آزادی امام و دو همراهش، و نیز بازداشت قذافی و همدستانش صورت دهد.
از رسانههای دوست در لبنان و خارج لبنان میخواهیم در این مرحله حساس اهتمام لازم را به این مسئله داشته باشند، خصوصاً اینکه امام همیشه حامی آزادی و گفتوگو و تنوع اندیشهها بود و نیز اینکه آقای عباس بدرالدین خود از اهالی رسانه و مدافع حق بود.
اکنون وقت آن است که دولتهای عربی و اسلامی، خصوصاً آنان که با امام رابطه دوستی و احترام داشتند، عزم خود را جزم کنند و خانواده امام و دوستدارانش را در تلاش برای حفظ سلامتی و آزادی امام و دو همراهش، یاری کنند، زیرا تحولات لیبی به سرعت پیش میرود و زمان از دست خواهد رفت... عقل و قلب و وجدان جمعی ملتها هیچ سکوت و موضع بیطرفانهای را نمیپذیرد.
دوستداران امام موسی صدر در هر جا! لحظه دیدار نزدیک است، ان شاء الله، ثمره دعاها و اشکهای شما با اراده خداوند، دیدار با امام خواهد بود.
ملت منیع الطبع و مقاوم و سربلند لبنان سالها تلاش و بردباری کرد تا امام خود و رمز وطن خود و دو همراهش را آزاد ببیند. از صمیم قلب سپاسگزار شماییم. و طوبی لکم! شما از آزمون وفا و فداکاری و انتظار، سربلند بیرون آمدید. خداوند چشمهای ما و شما را به بازگشتی تاریخی روشن کند؛ بازگشت امام موسی صدر و شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین.
در پایان،
دوستداران امام موسی صدر! سی و سه سال در کنار هم رنج بردیم و اندوه کشیدیم و اکنون وقت آن است که امیدوار باشیم و از خداوند بخواهیم در ساعات پیشِ رو، آرزوی سالهای سخت ما را محقق سازد و در کنار امام موسی صدر سخت تلاش کنیم و عمری را با امام در بستانهای سبز بگذرانیم. باشد که با امام و دو یارش در صحنه حاضر باشیم.
خدایا! تحملمان پایان یافته و اشک دیدگان منتظر دیدار اماممان خشکیده... بیایید هر کجا که هستیم، دست دعا بالا بریم تا خداوند آزادی امام و دو یارش را در این شبهای قدر مقدّر کند. ای آزادگان جهان، مرد آزادی در آستانه آزادی است.
خانواده امام موسی صدر
2011/8/22

منبع : http://shameri.blogfa.com/post-21.aspx
ادامه مطلب
نمى دانید؛ واقعاً نمى دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان و دانشگاه و... راه مى روید و صد قافله دل کثیف، همره شما نیست.
نمی
دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى سیاهى چادرم، دل مردهایى که
چشمشان به دنبال خوش رنگترین زن هاست را مى زند.
نمی دانید چقدر
لذتبخش است وقتى وارد مغازه اى مى شوم و مى پرسم: آقا! اینا قیمتش
چنده؟ و فروشنده جوابم را نمى دهد؛ دوباره مىپرسم: آقا! اینا چنده؟
فروشنده که محو موهاى مشکرده زن دیگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً
نمى بیند. باز هم سؤالم بى جواب مى ماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون
مى آیم.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد
وقتى مردهایى که به خیابان مى آیند تا لذت ببرند، ذره اى به تو محل نمی
گذارند.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى شاد و
سرخوش، در خیابان قدم مى زنید؛ در حالى که دغدغه این را ندارید که شاید
گوشه اى از زیبایى هاتان، پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره،
به نزدیک ترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایى خود را کنترل کنید؛
زیبایى از دست رفته تان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران کنید.
نمی
دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان و دانشگاه و... راه
مى روید و صد قافله دل کثیف، همره شما نیست.
نمی دانید؛ واقعاً نمی
دانید چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان
نیستید.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى کرم قلاب
ماهىگیرى شیطان براى به دام انداختن مردان شهر نیستید.
نمی دانید؛
واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى مى بینى که مى توانى اطاعت خدایت را
بکنى؛ نه هوایت را.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى
در خیابان راه مى روید؛ در حالى که یک عروسک متحرک نیستید؛ یک انسان
رهگذرید.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد این حجاب!
خدایا! لذتم مدام باد.
*زهرا قدیانى
منبع: سایت چارقد
.
... ترديدي نبايد داشت که منش و خوي و شيوه تفکر و کيفيت زندگي و ميزان موفقيت بزرگان دين و اجتماع، به عنوان الگوهاي تربيتي، نقش بزرگي در زندگي و انديشه و روش برخورد فردي و اجتماعي جوانان، بازي ميکند.
آموزشها و توصيههاي بزرگان، زماني در دل و روح جوان اثر ميگذارد که:
اولا عمل و سوابق گوينده، مصداق کامل آنها باشد. به بيان ديگر در کردار و گفتار او تناقض وجود نداشته باشد.
ثانيا اظهارات گوينده، از مباني مسلم علمي و منطق و شعور بالاي جوانان اين روزگار به دور نباشد.
به نمونههايي از افاضاتي که در همين چند ماه اخير از بعضي بزرگان دين و صاحب منصبان نامدار، در تريبونهاي مهم شنيدهام و يا خواندهام توجه کنيد:
ـ بيش از نود درصد دانشگاهيان ما بيدين بوده و نماز نميخوانند.
ـ علت فساد و بيبندوباري جوانان ما اين است که کلاسهاي دروس دانشگاهي مختلط است. (معناي اين ادعا جز اين نيست که، تا يک سال قبل که اين جوانان هنوز وارد دانشگاه نشده بودند، از تربيت ديني و فرهنگ ديني قابل قبولي برخوردار بودند و لذا از غربال گزينش عبور کردند. همين که وارد کلاسهاي مختلط دانشگاه شدند، اثرات تربيتي از بين رفت و به بيبندوباري و فساد روي آوردند. اگر اين ادعا صحيح باشد ـ که خوشبختانه اين چنين نيست ـ يا بايد در روش تربيتي کماثر و بيدوام تجديد نظر کرد و يا در شيوه گزينش که عبور از آن با کمي رياکاري و زرنگي ممکن ميگردد، تغييراتي داد.
در همين زمينه دريغم ميآيد خاطرهاي را از امام راحل ناگفته بگذارم. در سال تحصيلي 1361 يا 62، روزي استاد حجتالاسلام دکتر شيخالاسلامي که رياست وقت دانشگاه الهيات را بر عهده داشت، وارد کلاس ميشود و ميبيند در وسط کلاس پرده کشيده و دانشجويان دختر و پسر را از هم جدا کردهاند. ايشان به اين امر اعتراض ميکند. در پاسخ گفته ميشود، اين دستورالعمل انجمن اسلامي ميباشد. استاد ميگويد يا پرده را جمع ميکنيد و يا من از درس دادن امتناع ميکنم. جوان نماينده انجمن اسلامي در کلاس مقاومت ميکند. آقاي دکتر شيخالاسلامي از کلاس بيرون آمده و با دفتر امام تماس ميگيرد. در آن زمان خواهر من دانشجوي يکي از درسهاي ايشان بود. آقاي دکتر ماجرا را براي خواهرم شرح داده و از امام کسب تکليف ميکند. امام قريب به اين مضمون ميگويند: «... به اين بازيها خاتمه دهيد و با کساني که مقدستر از حضرت امير ظاهر ميشوند، به ديده شک و ترديد بنگريد. مگر قرار است دختر و پسر سر کلاس استاد چه کنند که بايد از ديد يکديگر دور باشند؟ اين جوانان کساني هستند که دو سه سال ديگر وارد صحنههاي مديريت اجتماعي ميشوند. اين عمل جز توهين و بياعتنايي به شخصيت آنان معنايي ديگر ندارد. کساني که چنين انديشههايي در سر دارند يا خود مريض و ضعيفالنفس هستند و يا مأمور شياطين ديگر».
خاطرهاي ديگر در همين ارتباط از امام به يادم آمد که بيمناسبت با بحث من نيست. شبي در حضور ايشان بوديم و تلويزيون قسمتي از يک سريال ايراني را پخش ميکرد. از دفتر آمدند و پيغام يکي از بزرگان حوزه قم را آوردند که: «...همين فيلمي که الآن دارد پخش ميشود، من پيرمرد را تحريک ميکند چه رسد به جوانان را...» امام در پاسخ ميگويند: «به ايشان بگوييد، شما ضعف نفس داريد و اول بايد خودتان را اصلاح و منزه کنيد. من در اين فيلم، صحنه نامناسبي نميبينم».

در جریان فوت مرحوم آیتالله العظمی آقای صدر، قبل از اینکه جنازه را بردارند، در بیرونی منزل ایشان اجتماع کرده بودند. جمعیت فوقالعادهای بود و از جمله همه آقایان علما آمده بودند.
ادامه مطلب
رهبر، فقط یک نوه دختر دارد که کوچکترین نوه از کوچکترین پسر می باشد.

ادامه مطلب




